جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

224

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

است . مقبره سه در دارد ، يكى نقره‌اى ديگرى با روپوش طلا و جواهرنشان كه هديهء فتحعلى شاه است . سوم با فرشى پوشيده شده است كه بر آن مرواريد دوخته‌اند . در گرداگرد ضريح لوحه‌هاى چوبى و نقره‌اى حاوى زيارت‌نامه و كتيبه است و پيرامون هريك چند تن يا خود به خواندن دعا مشغول‌اند يا آنكه سردسته عده‌اى از زوار مىخواند تكرار مىكنند . و اين كار گاهى توأم با ندبه و زارى است و چنين مىنمايد كه زائرين سعى دارند به نحو اتم در آخرت مشمول آمرزش شوند و به راستى كه منظره‌اى و الا و ديدنى است كه چگونه اين فرزندان خام و خشن آسيا با نهايت اخلاص درهاى منبت‌كارى و سنگ‌فرش و بخصوص قفل بزرگ را كه بر در آن آويزان است مىبوسند . ملاها از هر سو در ميان زوار با زور و فشار راه مىجويند و دست از طلب برنمىدارند مگر آنكه مطلوب خود را به چنگ آورند . هنگامى كه مرد زاير در حال جذبه و شور رو به مزار اندك‌اندك به عقب گام برمىدارد و سرانجام از صحن خارج مىشود آن‌گاه صاحب عنوان قرين مباهات « مشهدى » شده است كه آن را در زير مهر نام و يا بر سنگ قبر خويش ثبت و درهرحال پيوسته اين عنوان را در جلو اسم خود قيد مىكند . مقبره‌هاى ديگر - با وجد و حالى كه از زيارت مزار حضرت حاصل شده است شايد زوار ديگر التفات وافى براى ديدار گور هارون الرشيد معروف ندارند كه در همان نزديكى در مقبره‌اى سنگى است و شايد هم چندان به فكر قبر عباس ميرزا فرزند - فتحعلى شاه و جد پادشاه فعلى نخواهد افتاد كه در زير همان سقف مقدس واقع شده است و البته قبرهاى ديگر هم بعدا افزوده شده است كه اهميت چندانى ندارند و مىتوان از ذكر آنها درگذشت . اروپائيانى كه بارگاه امام رضا ( ع ) را ديده‌اند . - اكنون من به رفع اشتباه رايجى مىپردازم كه از لحاظ حفظ حقيقت بيانش ضرورت دارد . اين اشتباه را آقاى ايستويك در سال 1862 اساس نهاده همان موقعى كه مدعى شد كه وى يگانه اروپاييى بوده كه حرم را در مشهد ديده است و بدون ترديد تنها اروپاييى است